أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

189

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 11 ) . خود بيرونى اندكى پايين‌تر توضيح مىدهد : املس ملزر « سفت و صاف » . ( 12 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : حنبيرى ، بايد خواند جنبيرى ، Platts ، 388 ، 391 . ( 13 ) . سفن - پوست زبر و خشن كروكوديل و جز اينها . Lane ، 1375 ، قس . شمارهء 560 . ( 14 ) . اگر واژهء اترجة را « وارونه كنيم » يعنى آن را از چپ به راست بخوانيم هجرتا ( كوچ كرده‌اى ) به دست مىآيد . ( 15 ) . نسخهء الف : بالشوس ، بايد خواند : بالشوش ، II , Vullers ، 479 . نسخهء پ : بأكسيوس ( ؟ ) . ( 16 ) . الشمامات . ( 17 ) . مقفّعة نسخهء پ : مفقّعه - « رنگ زرد » . ( 18 ) . نسخه‌هاى الف و ب : ابو طالب الرقى ، نسخهء پ : ابو طالب المزنى . ( 19 ) . يا : « زرين » - اترجنا النضير . ( 20 ) . نسخهء الف : بدرا ، نسخهء پ : بدرا « ماه بدر ( كامل ) » ، نسخهء ب : بنودا - « پرچم‌ها » . ( 21 ) . عبير - مادهء خوشبوى زعفرانى . Lane ، 1938 . 14 . أثبه 1 - انجير هندى ابو حنيفه 2 مىگويد : اين درخت بزرگى است كه در سايه‌اش هزاران نفر مىتوانند جاى گيرند . همانند درخت عظيم گردو رشد مىكند ، برگ‌هايش شبيه برگ‌هاى همين درخت است اما ميوه‌هايش به انجير سفيد كوچك مىماند . تخم‌هايش نيز همين‌گونه [ مانند تخم‌هاى انجير ] است . مزه‌اى ناپسند دارد اما گاهى آن را مىخورند . ( 1 ) . يا اثبه كه صورت كوتاه‌شدهء أثابة است ، لسان العرب ، I ، 234 - Ficus benghalensis L . ؛ عيسى ، 2 83 ؛ بدويان ، 1616 . ( 2 ) . ابو حنيفه ، 3 . 15 . أثل 1 - نوعى گز درختى شبيه « گز » 2 است ، آن را به هندى برواه 3 مىنامند . فرق ميان اثل و گز فقط در اين است كه اثل بزرگ‌تر است و از آن به علت جنس برتر چوبش ، فنجان و [ ديگر ] ظرف‌ها مىتراشند . ( 1 ) . Tamarix orientalis Forsk مترادف Tamarix articulata Vahl . ؛ سراپيون ، 43 ؛ غافقى ، 6 ؛ ميمون ، 9 ؛ عيسى ، 2 177 .